دوست
سلام
من امشب واقعاً احساس تنهائي مي كنم . امين رفته، خيلي تنها شدم. امين واقعاً نه تنها برادر بلكه دوست خوبي برايه من، خيلي جاش آلان خاليه… معلوم نيست كي هم بياد؟؟!! امين دوسته منه/ امين همه جا مثل يك دوست به من كمك مي كنه، من اكثركارايي كه انجام مي دم از امين راهنمائي مي خوام، گاهي كه ناراحتم با اون دردل مي كنم، حرفام و به اون مي زنم حتي تو مسائل عاطفي هم، بهم كمك مي كنه، با هم بيرون ميريم، خيلي خوبه… انشااله زود برميگرده.
مي دوني، به قول يكي از دوستام ، دوست خوب بهتر از هرچيزيه و من واقعاً بهترين دوستا رو دارم، دوستا ي من همشون دوستن. دوست بودن خيلي با ارزشه (مثل عاشــــق بودن) ولي بايد ارزش گذاريش رو خودت به وجود بياري يا به وجودش بيارن، كه اكثر دوستاي من خودشون ارزش دوستي رو برايه من به وجود آوردن و اين رو من درك كردم كه اونا با ارزش تر از اينن. راستش رو بخواي من خيلي نامردم، مي دوني من اونقدر خودم رو در روز مشغول كردم كه وقتي برايه دوست داشتنم رو از دست دادم ولي هيچ كدوم از دوستام من و رها نكردن (با اينكه قر مي زنن) به قول ياسمن با اينكه … هستي ولي نمي دونم چرا همه دوستت دارن. (به اين مي گن هايپ باز كردن اضافي) THANK MY FRIENDS 


هسته گزينش
امروز من بالاخره با يك عالمه نذرو دعاو … رفتم گزينش. در ضمن روز قبلش كلي احكام خوندم و با آتنا تموم چيزهايي كه خونده بودم و تو راه كلاس زبان تكرار ميكردم. (هر كس ما رو مي ديد روسرش علامت سؤال ايجاد مي شد.واجبات نماز، مواردي كه روزه رو باطل مي كنه، 7 تير روز…)خلاصه ساعت 8 صبح من وارد اتاق هسته گزينش واحد خواهران شدم.(واحد خواهران يعني تموم ما خواهر ديني هم هستيم) راستي توصيف تيپم و نكردم: مانتو دراز مشكي، مقنعه مشكي كه زيرش و سنجاق زده بودم كه اينقدر تنگ بشه كه فقط چشمام بيرون باشه البته از عينكم هم استفاده كردم براي جلوگيري از ديد ابروهام؟؟؟ شلوار مشكي، كفش مشكي كه الــــبته كفش مشكي اي كه به درد هسته گزينش بخوره نداشتم از سميرا دوستم گرفتم. خلاصه من سرتا پا مشكي وارد هسته گزينش شدم. در اونجا 2خواهر بودن ، يك برگه پركردم و رفتم يك اتاق ديگه .
در اون اتاق به حالت يك … نشستم د رمقابل يك خواهر تا پاسخ سؤالات ايشون رو بدم. اولين سؤال اين بود كه از خودم بگم، تو دلم گفتم من خيلي چيزا دارم بگم ولي به شما نمي گم!
آلان كه يادم مي ياد چه سؤالايي از من كرد!!!! ديگه داشتم اون وسطاش رواني مي شدم.
مي دوني، جواب هاي من گاهي برعكس اعتقادات خودم بود. وووووووواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي باورتون مي شه حتي يادم نبود امام جواد امام چندمه با اينكه شب قبلش كلي حفظ كرده بودم. احزاب سياسي آمريكا، چرا آمريكا به عراق حمله كرد؟ اصلاح طلبان در ايران چه چيزي رو مي خوان اصلاح كنن؟ تس؟؟ و تسامح؟؟؟؟؟؟ (حتي نوشتنش هم بلد نيستم)
خلاصه مطلب من گزينش شدم و برگشتم راستي شنيدم از درو همسايه ها هم مياين تحقيق مي كنن.(هركس ندونه فكر مي كنه خواستگارن كه به حالت سنتي از دختر محلشون اومدن تحقيق) بايد برم …
برام دعا كنيد…

